بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لولیه والشکرعلی نعمائه والصلوة والسلام علی سیّدنا محمد و اله الامجاد واللع
ن علی اعدائهم الی یوم المعاد صورت انسانی مظهر اسم اعظم و صورت الوهیّت است
و الله تعالی روح و حقیقت و باطن است و هر آن چیزی از اسماء حسنی که در حضرت
الهیّت است تمامی آن در این نشأت انسانی ظهور یافته و به صورت انسانی ظاهر
گشته وبواسطۀ آنکه انسان جامع حقائق الهی و کونی است مستحق خلافت و مظهر اسماء
متقابله است پس مبدأ که حضرت الوهیت است عین آخر مراتب موجودات که حقیقت
انسانی است شده و به صورت انسان ظهور یافته و مجلای تجلی ذات و صفات الهی
گشته و به نسان دائرۀ وجود اتمام یافته .
پس به اعتبار حقیقت انسان مبدأ است و به اعتبار ظهور انتهای احکام کل به صورت انسان
آخرگشت، و نقطۀ آخرینِ دائرۀ وجود در صورتِ انسان متّصل به نقطۀ اوّل ( نحن الاخرو
ن السابقون )و باطن که الله تعالی است شد که آن حقیقت و روح انسان است چرا که عین
ثابتۀ انسانی مظهر اسم الله است و اسم که عبارت از ذات یا صفت است مسماست و نسبت
اسماء به عیان نسبت روح است با بدن و روح باطن است و بدن ظاهر و به حکم اتحاد مظهر
و ظاهر انسان باطن است که عین ظاهر گشته پس محقق گشت که انسان کامل صورت
حضرت الهیّت و برزخ ظهور و بطون است و مبدأ و معاد جمیع اشیاءحقیقت اوست که
او واحد حقیقی به اعتباراسماست به مقتضای ( منه بدأ و الیه یعود)وچون معرفت انسان به
کنه به مقتضای ( من عرف نفسه فقد عرف ربه ) حقیقتاً معرفت حق تعالی است و معرفت
حق تعالی به کنه انسان ، انسان را میسر نیست پس معرفت انسان کامل نیز که مظهر تامّ آن
حضرت است مناسب ظاهر در احاطۀ علم در نمی آید مگر زمانی که علم کامل واصل در
مقابل بقاء بالله علم کلّی حقّ گردد و به علم حقّ تمامت حقا یق اشیاء که مستلزم معرفت
حقیقت خود و حقّ است معلوم او گشته معاد و مبدأ همه را نیکو شناسد و عارف حقیقی گردد
و بر اولوالالباب مخفی نخواهد بود که اگر چه انسان مظهر جامع اسم کلّی الله اس اما
انسان کامل من حیث الکمال ممتاز است و آن فرد کاملی که به حسب حقیقت و معنی ، مستعد
ّمظهر ذات و مجموع اسماءو صفات الله تعالی است و احکام و خواص اسم کلّی الله تعالی
به جزئیات و کلّیا ت در او ظاهر شده و محقق به جمیع صفات الهی است حضرت ختمی
مرتبت صلوات الله و سلامه علیه وآله می باشد و باقی انبیاء و اولیاء علیهم السلااگر چه
مظهر این اسم کلّی الله اند اما هر کدام از ایشان مظهر این اسمند به بعضی صفات و مظهر
تام حضرت حق که مجموع صفات بالفعل در او به ظهور پیوسته حضرت رسالت است
پس نشأت آن حضرت من حیث الحقیقة و المعنی سابق به جمیع انبیاء خواهد بود که (کنت نبیا و
آدم بین الماء و الطین ) و من حیث الصورة متأخر که (نحن الاخرون السابقون ) بنابر این محقق
گشت که او اشرف موجودات است زیرا که اوست که اکمل مظاهر است و او خبر از ذات و
صفات الهی می دهد .و حقیقت محمّدی عقل اول و روح اعظم است چنانچه فرمود :
( اول ما خلق الله العقل و اول ما خلق الله نوری و اول ما خلق الله روحی )و اوست تجلّی
اعظم که دعای شب بیست و هفتم ماه رجب دال بر آن ( اللهم انی اسئلک بتجلّی الاعظم پس
همچنان که نبوت ذاتی اولا و بالذات روح اعظم است که عبارت از حقیقت آن حضرت است و
اوست که مخبر از ذات و صفات الهی می باشد در آخر به صورت ، در این اخبار و اعلام که
شأن مرتبه نبوت است آن حضرت را بوده و بس وباقی انبیاء علی نبینا و آله و علیهم السلام
هر یک مظهر بعضی از کمالات حقیقت آن حضرت اند و چون به اصطلاح صوفیه حقیقت
محمدیه عبارت از ذات احد یّت به اعتبار تعیّن اول است که او مظهر اسم جامع الله است
پس همچنانچه الله تعالی به حقیقت و مرتبه مقدم است بر جمیع اسماء و ظهور و تجلّی
به جمیع اسماء نموده . انسان کامل نیز که مظهر کلّی است باید که به ذات و مرتبۀ باقی بر
دیگر مظاهر مقدم باشد بنابراتحاد مظهر و ظاهر که حضرت حق است پس بنابر این جمیع
مراتب موجودات که مظاهر اسماء الهی اند مظهر انسان کامل باشد و حقیقت انسان کامل که
حقیقت محمدیة است شامل باشد جمیع اشیاء را ( اشتمال الکل علی الاجزاء )تأمّل جیّداً جدّاً
و السلام علی من اتبع الهدی
|